مراحل نظارت و کنترل :

   همانگونه که توضیح داده شد ، اولین مرحله نظارت وکنترل ، تعیین شاخصها و معیارها است. در اسلام شاخصها و معیارها است. در اسلام شاخصها و معیارها همان قوانین و مقررات و ضوابط است. بخشی از این قوانین ، همان قوانین و احکام شرعی است و استنباط و استخراج آنها بعهده فقها می باشد. که با استفاده از منابع معتبر اسلامی ( کتاب ، سنت ، عقل ، اجماع ) آن ها را استخراج و تدوین می نمایند. بخش دوم قوانین و مقرراتی است که برحسب مقتضیات زمان و مکان و نیازهای فرد و جامعه توسط انسان تهیه و تدوین می گردد و معیار سنجش کار و مسئولیتهای افراد قرار می گیرد. این قوانین ، مقررات و ضوابط که در مراجع و مجامع ذیصلاح به تصویب و تایید می رسند و طبعاً     نمی توانند با اصول و مبانی اسلامی مغایرت داشته باشند ، بخش مهمی از معیارها و شاخص ها را تشکیل می دهند.

   مرحله دوم و سوم نظارت و کنترل که همان جمع آوری اطلاعات و مقایسه آنها با معیارها و شاخصها می باشد، در مدیریت اسلامی و مدیریت های متداول تفاوت چندانی ندارد و کلیه ابزارها و روشهائی که در مدیریت متداول و علمی استفاده می نمایند در مدیریت اسلامی نیز کم و بیش می تواند مورد بهره برداری قرار گیرد. البته در زمینه نحوه اخذ اطلاعات در مورد برخی از جرائم ، احکام و مسائلی خاص وجود دارد که بیشتر در حیطه علم حقوق و قضای اسلامی است تا حیطه مدیریت ، و لذا از ورود در این بحث خودداری می نمائیم. اما برخی از شیوه های دسترسی به اطلاعات و نحوه نظارت را تحت عنوان نظارت مستقیم و غیرمستقیم قبلاً مورد بحث قرار دادیم.

مرحله چهارم از نظارت و کنترل ، انجام اقدامات اصلاحی است که با توجه به اهمیت آن در مدیریت اسلامی بصورت مستقل مورد بحث قرار می دهیم.

اقدامات اصلاحی :

   یکی از مراحل اصلی نظارت و کنترل ، اقدام جهت اصلاح انحرافها یا مشکلاتی است که در برنامه ها و پیاده کردن آنها پیش می آید ، چرا که اگر نسبت به کسانی که از انجام وظائف سرباز زده اند و آنهائی که وظائف خود را بخوبی انجام داده اند تفاوت لازم وجود نداشته باشد انگیزه ها برای انجام درست وظیفه و دلسوزی در کار و فعالیت از بین     می رود.

علی علیه السلام می فرماید :[10]

« ولا یکونن المحسن و المسی عندک بمنزله سواء ، فان فی ذالک تزهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان ، و تدریبا لاهل الاساءه ، علی الاساءه والزم کلا منهم ما الزم نفسه

و نباید نیکوکار و بدکار نزد تو بیک پایه باشد که آن نیکوکاران را از نیکوئی کردن بی رغبت سازد. و بد کرداران را ببدی کردن وادارد ، و هر یک از ایشان را به آنچه گزیده جزا ده ( نیکوکار را پاداش و بدکردار را کیفر ده)».

   در مدیریت اسلامی ، شیوه های مختلفی برای اصلاح امور و تصحیح انحرافات و کژیها توصیه شده است که در زیر به اجمال آنها را توضیح می دهیم :

1- شیوه های ارشادی با گفتار وکردار

    اشکالات و انحرافاتی که در افراد و گروهها بوجود می آید بایستی در مرحله اول با سخنان ملایم و نصایح و رفتار و کردار شایسته اصلاح شود. تذکردادن و نصیحت کردن ، بخشی از روشهای موثر در اصلاح فرد و جامعه است.

قرآن در آیه 44 از سوره طه می فرماید :

« فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی

با او با نرمی سخن بگوئید شاید متذکر شود و بترسد (خطاب به موسی و هارون در مقابل فرعون )»

    ارشاد زبانی ، موقعیکه با اعمال و رفتار خود هماهنگ باشد تاثیر آن چند برابر خواهد شد. قرآن در این زمینه اصرار دارد که افرادی که ارشاد می نمایند خود نیز به گفته ها عمل نمایند و اعمال و گفتار آنها هم آهنگ باشد.

در سوره صف آیات 2 و 3 می فرماید :

« یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون ، کبر مقتا عندالله ان تقولواما لا تفعلون

ای کسانیکه ایمان آورده اید چرا می گوئید آنچه را عمل نمی کنید ؟ گران است خشم خدا که بگوئید آنچه را عمل    نمی کنید».

در سوره بقره آیه 44 نیز می فرماید :

« اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون

آیا مردمی را به نیکی خوانید و خود را فراموش کنید ؟

و شما کتاب را می خوانید آیا تعقل نمی کنید ؟

تذکر یا انتقاد بایستی دلسوزانه و سازنده باشد و قصد آن ، خدائی و برای اصلاح باشد تا برای منظورهائی دیگر.

علی علیه السلام می فرماید :[11]

« لاترکنوا الی جهالکم ولا انتقادوا لا هوائکم فان النازل بهذا المنزل علی شفا جرف هار

به نادانان تکیه نکنید ، و برای دلتان انتقال ننمائید ، زیرا چنین کسی بر لبه پرتگاهی از آتش قرار دارد».

2- تشویق افراد وظیفه شناس و درستکار :

    یکی از شیوه های اصلاح امور در مدیریت اسلامی تشویق افرادی است که به وظیفه خود به درستی عمل         می کنند. این نوع تشویق ها علاوه بر اینکه انگیزه انجام وظیفه بیشتر و بهتر را در خود آنها تقویت می نماید برای آنهائیکه به وظیفه خود آشنا نیستند نیز نوعی عبرت و تنبیه بشمار می رود.

   علی علیه السلام در مورد لزوم تشویق می فرماید : [12]

« و واصل فی حسن الثناء علیهم و تعدید ما ابلی ذو والبلاء منهم ، فان کثره الذکر لحسن افعالهم نهز الشجاع ، و تحرض الناکل ، ان شاء الله تعالی

پس آرزوهای ایشان برآور ، و آنها را به نیکوئی یاد کن ، و کسانی را که آزمایشی نموده رنجی برده اند همتشان را بزبان آور ، زیرا یادکردن ، نیکوکاران دلیر را به هیجان درآورده و بجنبش وا می دارد ، و نشسته ( از کار مانده ) را بخواست خدایتعالی ترغیب می نماید ( او را دوباره بکار می آورد) » .

   علی علیه السلام تشویق را گاهی به عنوان وسیله ای برای انتقاد و تنبیه تجویز می نماید، درحقیقت این نوع تشویق ، فرد خطاکار را شرمنده و مدیون می سازد. او می فرماید : [13]

« عاتب اخاک بالاحسان الیه واردد شره بالانعام علیه

برادر خود را با نیکی سرزنش کن و بدی او را با بخشش بر او برطرف گردان ».

    گاهی تشویق و ترغیب نیکوکاران خود نوعی تنبیه برای متخلفان و خطاکاران بحساب می آید و در حقیقت با تشویق افراد وظیفه شناس مثل این است که افراد وظیفه نشناس را تنبیه کرده ایم.

علی علیه السلام در همین مورد می فرماید : [14]

« ازجر المسی بثواب المحسن

بدکار را بپاداش نیکوکار رنجه دار » .

   و بالاخره در تشویق نیکوکاران و افراد وظیفه شناس بایستی عدالت را رعایت کرده زیرا که تشویق بیش از حد و تشویق کمتر از استحقاق بهر دلیلی که باشد آثار نامطلوب و سوء برجای می گذارد.

علی علیه السلام در این مورد می فرماید : [15]

« ثم اعرف لکل امری منهم ما ابلی ، ولا تضیفن بلاء امری الی غیره ولا تقصرن به دون غایه بلائه ولا یدعونک شرف امری الی ان تعظم من بلائه ما کان صغیرا ، ولا ضعه امری الی ان تستصغر من بلائه ما کان عظیما

پس رنج و کار هر یک را برای خودش بدان ، و رنج کسی را بدیگری نسبت مده و باید در پاداش به او هنگام         بسررساندن کارش کوتاهی ننمائی ، و باید بزرگی کسی ، ترا بر آن ندارد که رنج و کار کوچک او را بزرگ شماری و پستی کس ترا وادار نسازد که رنج و کار بزرگش را کوچ پنداری »

3- تنبیه افراد خطاکار و بی توجه به وظایف :

   یکی دیگر از اقداماتی که در مدیریت اسلامی جهت اصلاح افراد و مجموعه ها مورد توجه قرار می گیرد، تنبیه و مجازات افرادی است که خطاکارند و از وظائف خود سرباز می زنند. البته تنبیه در لغت به معنی آگاهی دادن و حقیقت را روشن کردن است. تنبیه صور مختلف دارد ، گاهی ممکن است یک تذکر یا اخطار یا توبیخ باشد ، ضمن اینکه راز فرد خطاکار یا مجرم محفوظ نگهداشته می شود. در این گونه موارد بایستی از فاش کردن راز افراد خودداری نمود و حیثیت و آبروی فرد یا مجموعه را حفظ کرد.

علی علیه السلام در این زمینه می فرماید : [16]

« ولیکن ابعد رعیتک منک واشنوء لهم عندک اطلبهم لمعایب الناس ، فان فی الناس عیوبا الوالی احق من سترها ، فلا تکشفن عما غاب عنک منها ، فانما علیک تظهیر ما ظهرلک ، و الله یحکم علی غاب عنک ، فاستر العنوره        ماالستطعت یسترالله منک ما تحب ستره من

   --------------------------------------------------------------------------------
 
1- دکتر عبدالله جاسبی ، اصول و مبانی مدیریت ، صفحات 241 تا 248 از انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی ، بهار 1368 .

2- بحارالانوار ، ج 70 ، ص 72 .

3- نهج البلاغه فیض الاسلام ، نامه 50 ، صفحات 982 و 983 .

4- نهج البلاغه فیض الاسلام ؛ نامه 20 ، صفحات 870 و 871 .

5- نهج البلاغه فیض الاسلام؛ عهدنامه مالک اشتر ، ص 1022 و 1023 .

6-  نهج البلاغه فیض الاسلام؛ عهدنامه مالک اشتر ، ص 1024 و 1025 .

7-  نهج البلاغه فیض الاسلام؛ عهدنامه مالک اشتر ، ص 1011 و 1012 .

 8- کافی جلد 2 صفحه 208 .

9- صحیح بخاری ج 3 باب النکاح . 

10- نهج البلاغه فیض الاسلام ؛ عهدنامه مالک اشتر – صفحه 1000 و 1001 .

11- غررالحکم ص 822 .

12- نهج البلاغه فیض الاسلام ؛ عهدنامه مالک صفحات 1006 و 1008 .

13-  نهج البلاغه فیض الاسلام ؛ حکمت 150 صفحه 1165 .

14-  نهج البلاغه فیض الاسلام ؛ عهدنامه مالک صفحه 1008 .

15- نهج البلاغه فیض الاسلام ؛ نامه 53 صفحه 997

16- نهج البلاغه فیض الاسلام ؛ نامه 53 صفحه 997

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 خرداد 1390    | توسط: سید محمد میرباقری    |    | نظرات()