مقدمه:


روش مدیریت ویل دان به زعم آقای “کن بلانچارد” مهمترین کتاب اوست، تجدید چاپ کتاب برای یازدهمین بار هم مؤید آن است.
هنگامیکه که در نشر این کتاب سه نفر دیگر که دو نفر آنها معاونین موفق مدیران عامل دو شرکت تفریحی و سومی یک مربی آموزش و نویسنده، با آقای “کن بلانچاردهمکاری داشته اند، خواننده انتظار خواندن مطالبی را دارد که تابحال نشنیده است و یا توقع دارد با مفاهیمی سخت وپیچیده مواجه شود که درک آنها به سادگی امکان پذیر نباشد، اما هنگامیکه حتی برای یکبار مطالعه آنرا به پایان رسانید، بسرعت در میبابد، که مفاد این کتاب بسیار ساده است و تاکید آن بر مفاهیمی بدیهی و روشن است که شاید به لحاظ شفافیت و سادگی آن، پیش پا افتاده بنظر آید، اما بدون تردید تاکید بر همین مقوله های ساده و پیش پا افتاده بقدری مهم و کارساز است که چهار نفر از افراد مجرب و فرهیخته در زمینه مدیریت را، ترغیب به نوشتن این کتاب نموده است
.
دوم آنکه کتاب یک تست خود آزمائی برای همه کسانی است که در عرصه مدیریت مشغول فعالیت هستند. مطالب کتاب هر آینه این امکان را به مدیران میدهد که اعمال و رفتار خود را با زیردستان مورد مقایسه قرار دهند و به جایگاه واقعی خود در سازمان واقف شوند
.
سوم آنکه، انتقال مطالب به خوانندگان با سایر کتبی که در زمینه مدیریت عرضه شده است متفاوت است. نویسندگان این کتاب قصد دارند این پیام را منتقل نمایند که اگر نهنگ های درنده، وحشی و ترسناک این ظرفیت و قابلیت را دارا هستند که با روشهای نوین، صحیح و ابتکاری آموزش، انتظارات مربیان خود را به سادگی برآورده سازند، بدون تردید، انسانها که به سلاح هوش بالاتر، تفکر عمیقتر و از همه مهمتر قدرت تکلم، که قویترین ابزار برقراری ارتباط است، مجهز میباشند، می توانند انتظارات مربیان، روسا و مدیران خود را بسیار ساده تر و بهتربرآورده سازند، فقط کافی است راه و روش موثر ومناسب آنرا فراگیرند، که در کتاب به وضوح توضیح داده شده است
.
و نهایتاً کتاب صرفاً توصیه نمی کند، پیشنهاد نمی کند، بلکه درستی روشها را به محکمی و به شیوه غیرقابل انکاری اثبات می کند
.
خواندن این کتاب را به مدیران فقط نمی بایست توصیه کرد بلکه دانستن مطالب و مفاهیم آنرا برای آنان باید اجتناب ناپذیر دانست
.

ویل دان چیست؟


همانطویکه اشاره شد ویل دان یک سیستم آموزش نهنگهاست که اثر بخشی آن در مدیریت کسب و کار،محیط خانه، و آموزش انسان قابل اشاعه است. موضوع به آموزش سه نهنگ، یک نربه وزن ۱۱۰۰۰ پوند و دو ماده به وزن هر یک ۵۰۰۰ پوند باز می گردد که نمایشی بسیار مهیج، حیرت آور و سرگرم کننده را برای مردمی که از دور و نزدیک برای دیدن، آنها به پارک معروف جانورشناسی دریائی در “اورلاندو”، می آیند به نمایش می گذارند.نام نهنگ نر “شمو”است که درنده ترین، خطرناکترین و خونخوارترین پستاندار دریائی است و نام مربی او نیز“آقای دیویاردلی” است.اگر بپذیریم وقتی که یک نهنگ با ۱۱۰۰۰ پوند وزن به ارتفاع۱۰ فوت از استخر بیرون می جهد و حرکات اکروباتیک حیرت انگیزی را به نمایش می گذارد، و کارهای خارق العاده ای انجام می دهد، بنظر میرسد کار مربی او یعنی آقای “دیو” بسیار حیرت انگیزتر و خارق العاده تر است.

نهنگ چگونه این کار را انجام میدهد

وقتی از آقای دیو مربی شمو (نهنگ نر درنده) پرسیده شد که شما چگونه این حیوان خونخوار و ترسناک را آموزش میدهید؟ او پاسخ عجیبی میدهد:
من به او آموزش نمیدهم بلکه اوست که بمن آموزش میدهد
!
و می افزاید وقتی شما با یک حیوان درنده عظیم الجثه سروکار دارید که انگلیسی صحبت نمی کند،خیلی چیزها از او یاد میگیرید
:
اما “آقای دیو” در فرآیند آموزش نهنگ نکات مهمی را مدنظر قرار می دهد که شاید انسانها در آموزش همنوعان خود به این ظرایف توجه چندانی نشان ندهند
:
او ابتدا دریافت که قابل قبول نیست این نوع نهنگ را تنبیه کنی! بنابراین بالعلکس بر رفتار مثبت نهنگ ها تاکید نمود نه منفی، یعنی وقتی آنها کاری را به درستی انجام می دادند به آنها توجه زیادی می کردو وقتی کاری را غلط انجام میدادند، کار اشتباه او نادیده گرفته می شد و بلافاصله رفتارش به مسیر دیگری هدایت می گردید
.
فردی که از آقای دیو سئوال فوق را پرسیده بود کمی گیج و مبهوت شد و بهمین دلیل سئوال خود را به گونه ای دیگر مطرح ساخت
:
-
اگر یکی از افراد من کاری را نادرست انجام دهد من نمی توانم نسبت به آن بی اعتنا باشم و یا اگر فرزندم تکالیف مدرسه خود را انجام ندهد و یا خواهرش را اذیت کند، مطمئناً من و همسرم چنین رفتاری را نادیده نمی گیریم
.
آقای دیو بجای پاسخ به سئوال به آرامی گفت
:
شما احتمالاً به آنها می گوئید، از رفتار آنها راضی نیستید و به آنها اخطار میدهید که مجدداً چنین رفتاری را تکرار نکنند. سئوال کننده پرسید
:
مگر من بعنوان یک مدیر کارم این نیست؟ مگر این کار هر پدر و مادر مسئولی نیست؟

این بار پاسخ مربی نهنگ بسیار ظریف و جالب بود او گفت:
شما می گوئید اینست، اما من تعجب می کنم، آیا واقعاً راه ایجاد یک محیط قابل اعتماد در

محل کار یا خانه همین است؟ بنظر من راهش این نیست، این بیشتر شبیه تاکید بر کارهای منفی است. و ادامه داد. “هر چه بیشتر به یک رفتار نادرست توجه کنید بیشتر تکرار می شود.”
ما از این نهنگ ها یادگرفتیم که وقتی توجه زیادی به کارهای اشتباهشان نمی کنیم و در عوض توجه زیادی به کارهای درست شان نشان میدهیم، آنها اغلب کار درست را انجام می دهند. این خصلت انسان است.که فکر می کند حیوانات به لحاظ فکری محدودند. نحوه تفکر انسان در مورد یک حیوان و انتظاری که از آن دارد به تاثیر مستقیم بر پاسخ دادن یا پاسخ ندادن آن حیوان دارد. برای همین است که مردم عموماً حیوانات را پست می شمارند
.
و در اینجا بود که سئوال کننده ناگریز اعتراف نمود
:
*
من فکر می کنم انسانها نسبت به همنوعان خودشان با چنین احترام و تفاهمی که شما بیان می کنید، رفتار نمی کنند
*.

نادیده گرفتن رفتارهای ناخوشایند

منظور از نادیده گرفتن رفتارهای ناخوشایند و نامناسب این نیست که هیچ کاری نباید انجام شود، بلکه معنای آن “تغییر جهت” است وتماماً در مورد مدیریت انرژی است. این کار با کنترل حواس و توجه خودمان شروع می شود. یک قانون ساده ولی نیرومند وجود دارد:
اگر نمی خواهی رفتارهای ضعیف را تشویق کنی، وقت زیادی صرف آنها نکن، بجای آن باید انرژی را تغییر مسیر داد
.

تغییر مسیر انرژی چیست؟

اگر آن چیزی که از حیوان خواسته می شود انجام دهد، بخشی از نمایش است، توجهش را به عقب هدایت میکنیم، (وظیفه اصلی که از او خواسته ایم) و به او شانس دیگری میدهیم تا آنرا درست انجام دهد. در هر دو مورد، سعی می کنیم حیوان را متوجه نمائیم تا کارهائی را درست انجام دهد بنابراین با تکیه بر آنچه که درست انجام داده است او را ملاطفت می کنیم، مثل غذا دادن، مالش سرنهنگ ها و نوازش کردن. در مورد انسانها نیز انگیزه ها به یک اندازه موجب انگیزش نمی شوند، گاهی پول و مادیات، زمانی ارتقاء شغلی، بعضی اوقات آموزش، رشد و پیشرفت، که بستگی به روحیات متفاوت افراد با یکدیگر، دارد می توانند اثر بخش تر باشند.

نکات کلیدی


· ایجاد اعتماد
· 
تاکید بر موارد مثبت
· ·
تغییر مسیر انرژی هنگامیکه کارها اشتباه انجام می شود
·  ·
تجزیه و تحلیل نکات کلیدی

الف) ایجاد اعتماد
همانگونه که اشاره شد مربی نهنگها تاکید داشت هرگاه یک نهنگ جدید جهت آموزش میگیرد تا مدتهاهیچ تلاشی برای آموزش او انجام نمی دهد، تنها کاری که می کند آنست که مطمئن شود او گرسنه نیست و پس از مدت زمان مورد نیاز او فقط به درون آب می پرد تا با نهنگها بازی کند تا اینکه آنها مجاب شوند، مجاب به چه چیزی؟
به اینکه نهنگها هیچ کاری برای مربی خود انجام نمی دهند تا آنکه احساس کند به او اعتماد شده است و تا زمانی که متقاعد نشود که مربی او چه قصدی دارد، زیر بار آموزش نمی رود.
اگر نهنگها این چنین هستند آیا انسانها چنین خصیصه ای ندارند؟ پاسخ کاملاً روشن است، انسانها موجوداتی احساساتی تر، با هوشتر و از همه مهمتر متکلم هستند که اعتماد کردن به آنها بسیار کمک می کند، بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که هر مدیری که وظیفه آموزش زیر دستان خود را بعهده دارد قبل از هر اقدامی میبایست اعتماد کارکنان خود را جلب کند و سپس هدفش را نسبت به آموزش کارکنان خود کاملاً روشن نماید و تنها در اینصورت است که دوره های آموزشی در کلاسهائی با درصد بالائی از غائبین تشکیل نمی شود و لذا در نتیجه بسیار هدفمند برگزار میگردد
.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 خرداد 1390    | توسط: سید محمد میرباقری    |    | نظرات()